به/ برای :الف.شین
خودکارم را از دریاچه پس می گیرم

خودکارم را ازدریاچه پس می گیرم
امواج تند می شوند
به زودی آب از کناره به کاغذها سرایت می کند
ورطوبت به لبه های فرش می رسد
از ریزش شن ها حدس می زنم
می تواند در ساحل بیشروی کند
آن گاه به آرامی
می گذارم در کتاب ها نفوذ کند
وکلمات را به سطح بیاورد
خزه های کف آلود می خندند
خرچنگ ها شگفت زده می شوند
ودهان صدف ها باز می ماند
تدریجا سرریز می کند
اتاق را فرا می گیرد
وبه ضلع شرقی پلاژ می رسد
زندگی ام را آب برداشته است
که بر تخته باره ای شناورم
آرام و مطمئن